تبليغاتX
بودن يا نبودن يعني نگاه تو .....!
آنکه در تنها ترين تنهايی هام تنهايم گذاشت؛ کاش در تنها ترين تنهايی هايش٬ تنها کسِ تنهايی هايش تنهايش نگذارد...
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 23:6  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 
بارا ن عزیز
درود
دوست مهربونم در این روزها دلم را به جرم پایکوبی در جشن باران به مسلخ میبرند ومرا در ختم تنم به اناهیتا الهه اب وبارون تقدیم میکنند تا شاید دل و اندیشه مان بارونی نباشه...اما مگر میتوانند ؟ بارون را که موهبتی خدایی است به هرکس ندهند...
.اگر روزی در فصل باران به شهر غزل و بهارنارنج و می ناب و انگورهای سیاه امدی ودیدی که باران نمی بارد فورا به گوشه کوهستانی شهر بیا از انجا بنگر که تمام باران بر جایی خاص فرود میایند..خوب بنگر!... با چشم دل خواهی دید که انجا قبر من است که بران نوشته شد کبوتری بود پرزد و رفت ...بودن یا نبودن یعنی نگاه تو ...باران هق هق کودکی بیش نیست
.گفتی اشک...اه اشک این تنها مونس شبهای تار من است اگر خواستی معنای واقعی بارون را بدانی بیا و بر ریزش قطرات اشکهایم بنگر که چگونه بر گونه های چروکیده ام می بارندبیا بنگر که دراین سن  ،سنگینی عشق باران چگونه گیسوی مرا سفید کرد ؟...
گفتی دوست اه باران نمیدانی  نمیدانی نمیدانی...از دست نزدیکترین  دوست چه ها که نکشیدم و....؟
درست است که میگویند در این دنیا هیچ دلی بی غم نیست ...چرا شما گریه کنید ؟این گریه های من است که بر دستهای باران مانده است ! این خاموشی من است که بر گرده دریا سنگینی میکند !و این اشک است که فریاد من است!.. اگر به کلبه سرد من امدی و همه جا راخاموش و خرابه دیدی در زاویه دیوارها تار عنکبوتی را خواهی دید که اشکهایم را به گروگان گرفته است خوب بنگر این اشکها بوی خون میدهد بوی خون دل مردی که با چشمان و دستان بسته از اینجا پرکشیده است..
.
دوست خوبم با تو خواهم گفت قصه غمناک جدایی را با تو خواهم گفت راز شب یلدا را اگر خوب بنگری گفتگوی من با فاطیما  را در لابلای واژه هایم خواهی دید
بکذار این دردها بر روح و جانم بمانند ...چرا دل شمارا غمگین کنم ....اه باران اه باران اه باران
اشک امانم نمیدهد تا دستانم بر روی حروف کیبورد برقصند ...کاش می شد افسوس ...این اشکها ست که چون خوره سلولهای بودنم را می جوند ...و این فریاد سلولهایم است که در
واژه هایم مترنم میشوند و ظهور میکنند 
اه باران کی میایی کی می ایی ....بگذار تا امدنت بمانم...بگذار پیکر زخمینم در بارشت غسل شود ..اه مرا ای باران غسل تعمید نمی نمایی ..وقت است که بیایی....
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 12:59  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

اکبر هم رفت .......

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 0:15  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 
وقتي كه به دنيا اومدم، همه زور ميزدن كه بهم بفهمونن بايد همه رو دوست داشته باشم !!

حالا كه بزرگ شدم و يكي رو دوست دارم، همه دارن زور ميزنن حاليم كنن كه نبايد اونو دوست داشته باشم !!

-----------------------------------------------------------------

به دنبال رفیقی هستم که بامن بگرید، رفیقی که بامن بخندد زیاد است.
+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 0:57  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 
انقدر خوشم می آید کسانی که در چشمشان نگاه میکنی اثری از ماندن نیست...
آنها فقط میروند...
آنها قانونشان این است...
کسی نمیپرسد کجا؟؟؟چرا؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 16:54  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

برناردشاو ميگويد : مرد تنها حيواني است كه براي چندمين بار ميتوان او را گول زد و زن تنها جانوري است كه به خوبي از عهده اين كار بر مي آيد !

             دخترها ، جنس كامپيوتر را به دلايل زير مرد اعلام كردهاند :

۱.     وقتي به آن عادت مي كنيم گمان مي كنيم بدون آن قادر به انجام كاري نيستيم

۲.     با آنكه داده هاي زيادي دارند ، نادانند

۳.    قرار است مشكلات را حل كنند ولي در بيشتر اوقات معضل اصلي خودشانند

۴.     همين كه پايبند يكي از آنان شديد متوجه مي شويد كه اگر كمي صبر كرده بوديد مورد بهتري نصيبتان مي شد

 

 پسرها ، جنس كامپيوتر را به دلايل زير زن اعلام كرده اند :

۱.     به غير از خالق آنها كسي از منطق دروني آنها سر در نمي آورد

۲.    كسي از زبان ارتباطي آنها سر در نمي آورد

۳.    كوچكترين اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخيره مي كنندذ تا بعداً تلافي كنند

۴. همين كه پايبند يكي از آنها شديد بايد تمام پولتان را صرف خريد لوازم جانبي آنها كنيد .(

طنز

اگر در سمت چپ تابلوی محضر رسمی یعنی در مقابل کلمه ی ((ازدواج)) کلمه ی ((طلاق)) ذکر نشده بود هیچ مردی حاضر به زن گرفتن نمی شد.زیرا آدم همیشه هر کاری را به ((امید)) انجام می دهد.

زن: قول می دهم که بعد از ازدواج با من در هر مشکلی کنارت باشم.مرد:ولی من مشکلی ندارم.زن:حالا نداری بعد از ازدواج با من حتما پیدا می کنی.

کشتی بزرگ مسافربری در میان رگبار و طوفان شدید در حال غرق شدن بود.همه به طرف کمربندهای نجات رو آورده بودند.در این گیر و دار آقایی که خود کمربندی بدست آورده بود وقتی زنش را دید مدتی معطل شده فریاد زد:((چه کار می کنی؟ جرا نمی آیی؟))زنش جواب داد:((آخر می خواهم کمربندی پیدا کنم که رنگ آن با رنگ لباس هایم جور در بیاید))

خدا به زن ها برای آن ریش نداده که نمی توانند موقع تراشیدن همان چند دقیقه را لااقل ساکت باشند.

از مردی پرسیدند:(( چرا با دو خواهر ازدواج کردی؟)) گفت:((برای این که در مادر زن صرفه جویی کرده باشم!))

پند

مردی که زنی را به خاطر نگاه او انتخاب می کند درست مثل کسی است که خانه ای را به خاطر رنگ در منزل بخرد.

اگر به زنی بگوئید :((شما زیبا هستید)) احساس رضایت می کند نه اطمینان.ولی اگر به او بگویید:(( شما زیباتر از خانم فلانی هستید )) دست روی نقطه ی حساس او گذاشته اید.مطمئن باشید که فقط در این صورت است که برنده می شوید.

گول نخوردن از بعضی زنها خیلی مشکل تر از گول زدن آنها است.

هر بدن نحیفی تدریجا به تحمل ضربات لنگه کفش عادت می کند.پهلوان واقعی مردی است که در مقابل رگبار اشک خانم ها مقاومت کند.

آگهی

راستشو بخواید ما تو وبلاگمون بخش آگهی هم داریم و آگهی می پذیریم.اولین آگهی ما مربوط به تشکر یک آقای محترم از یک پرفسور محترم هست که خواسته ما اونو تو وبلاگ محترممون بنویسم تا شاید آقایون محترم دیگه هم استفاده کنند.

((بدین وسیله از جناب آقای پرفسور جراح معروف که با یک عمل جراحی ساده همسر این جانب را از لکنت زبا نجات داد و به کلی لال کرد تشکر می کنم... پیشرفت و موفقیت ایشان را در این خدمات مفید نسبت به جامعه ی مردان از خداوند متعال خواستارم.))

حميدبه خانه ات برگرد.ظرف ها مدتی است شسته نشده گرد و خاک همه جا را گرفته قالی ها را بید می زند آب حوض کثیف و گندیده است بچه ها مدتی است حمام نرفته اند.))

زن خانه دار تو

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 16:18  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 16:3  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 
 

joinus1yl.gif

یه نظر بدی چیزی نمی شه ها اااااءء


          تا انتها


          
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 15:59  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 
من که از پژمردن یک شاخه گل!
از نگاه ساکت یک کودک بیمار!
از فغان یک قناری در قفس!
از غم یک مرد  در زنجیر!
حتی قاتلی بر دار!
اشک در چشمان و بغضم در گلوست...
وندرین ایام ، زهرم در پیاله ، زهر مارم در سبوست...
مرگ او را در کجا باور کنم ؟؟؟؟
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 3:7  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

شش سال اوّل زندگی:
گريه نکن
شيطونی نکن
دست تو دماغت نکن
تو شلوارت پی‌پی نکن
مامانت رو اذيّت نکن
روی ديوار نقاشی نکن
انگشتت رو تو پريز برق نکن
دمپايی بابا رو پات نکن
به خورشيد نگاه نکن
شبها تو جات جيش نکن
تو کمد مامان فضولی نکن
با اون پسر بی‌تربيته بازی نکن
اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن
زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن
دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

۲-
دوره ي دبستان:
موقع رفتن به مدرسه دير نکن
پات رو تو جاميزی نکن
ورقهای دفترت رو پاره نکن
مدادت رو تو دهنت نکن
به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
تخته پاک‌کن رو خيس نکن
حياط مدرسه رو کثيف نکن
با دخترها شمسی خانوم ((دکتربازی)) نکن
دست تو کيف بغل دستيت نکن
تخته‌سياه رو خط‌خطی نکن
گچ رو پرت نکن

تو راهرو سرو صدا نکن
تو کلاس پچ‌پچ نکن
• ATARI
بازی نکن

۳-
دوره ي راهنمايی:
ترقّه بازی نکن
• SEGA
بازی نکن
جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نکن
موقع برگشتن از مدرسه دير نکن
تو کوچه فوتبال بازی نکن
دست تو جيبت نکن
با مامانت کل‌کل نکن
تو کلاس صحبت نکن
بعد از ظهر سروصدا نکن
با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن
اتاقت رو شلوغ نکن
روی ميز بابات کتابهات رو ولو نکن
عکس لختی تماشا نکن
با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن
جرّ و بحث نکن

۴-
دوره ي دبيرستان:
با کامپيوتر بازی نکن
تو حموم معطّل نکن
تقلّب نکن
با دوستات موتورسواری نکن
عصرها دير نکن
با دختر شمسی خانوم صحبت نکن
با بابات دعوا نکن
تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن 
تو خيابون دنبال دخترها نکن
مردم‌آزاری نکن
نصف شب سرو صدا نکن
فيلم بد نگاه نکن
وقتت رو با مجله تلف نکن
چشم‌چرونی نکن

۵-
دوره ي دانشگاه:
رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن
• ۲۴
ساعته چت نکن
سر کلاس درس غيبت نکن
با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
خيابون‌ها رو متر نکن
تو سياست دخالت نکن
با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
شب برای شام دير نکن
با مأمور پليس کل‌کل نکن
چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
موبايلت رو Reject نکن
استادت رو اُسگل نکن
حذف پزشکی نکن
آستين کوتاه تنت نکن
همه رو دودره نکن

۶-
دوره ي سربازی:
موهات رو بلند نکن
روت رو زياد نکن
از اوامر سرپيچی نکن
فرار نکن
با اسلحه شوخی نکن
غيبت نکن
به آينده فکر نکن
درگيری ايجاد نکن
به فرمانده بی‌احترامی نکن
غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فکر نکن
با رئيس عقيدتی جرّ و بحث نکن
اعتراض نکن
با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نکن
از تلف شدن وقتت ناله نکن
از آشپزخونه دزدی نکن

۷-
دوره ي شوهر بودن:
با زنت شوخی نکن
زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نکن
به زنت خيانت نکن
با دوستانت الواتی نکن 
تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن
به زنهای ديگه نگاه نکن
موبايلت رو قايم نکن
از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
پولت رو خرج دوستات نکن
رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
غير از زندگی مشترک به هيچ چيز فکر نکن
ريسک نکن
بدون اجازهء زنت هيچ کاری نکن

۸-
دوره ي پدر بودن:
بچّه رو تنبيه نکن
به بچّه بی‌توجّهی نکن
بچّه‌ت رو با بچّه‌های ديگه مقايسه نکن
به بچّه توهين نکن
بچّه رو از بازی منع نکن
بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسی خانوم تشويق نکن
با بچّه کل‌کل نکن
بچّه رو محدود نکن
بچّه رو از جنس مخالف دور نکن
به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن
بچّه رو به هيچ چيز مجبور نکن
آزادی بچّه رو محدود نکن
به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن
از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن
جلوی بچّه با مادر بچّه ... نکن


۹- دوره ي پيری:
برای بچّه‌هات مزاحمت ايجاد نکن
نوه‌هات رو لوس نکن
با پيرزن‌های ديگه معاشرت نکن
به خاطراتت فکر نکن
پولت رو خرج نکن
هوس جوونی نکن
غير از آخرتت به هيچ چيز فکر نکن
با زنت بی‌وفايی نکن
از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضايتی نکن
لباس شاد تنت نکن
به بيوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن
تو وصيتنامه، هيچکس رو فراموش نکن
از گذشته ناله نکن
به هر کی رسيدی، نصيحت نکن
به آينده فکر نکن

۱۰-
دوره ي پس از مرگ !
حالا ديگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاری دلت می‌خواد بکن...
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
ولی فقط با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن!!!

soroush jooon         

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 5:47  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

يك شنبه ها را بخاطر بسپاريد ...روزي مقدس است ..

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 0:1  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

"چه تنگنای سختی است!

يک انسان يا بايد بماند يا برود.

و اين هر دو،

اکنون برايم از معنی تهی شده‌است

و دريغ که راه سومی هم نيست!"

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 21:53  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 
نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نميخواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت

ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم

سوتكي سازد

گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش

و او يكريز پي در پي

دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدين سان بشكند در من سكوت مرگبارم را

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 1:57  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

روزي از روزها ، شبي از شبها
خواهم افتاد و خواهم مرد
اما مي خواهم هرچه بيش تر بروم
تا هرچه دورتر بيفتم
تاهرچه ديرتر بيفتم
هرچه دورترو ديرتر بميرم
نمي خواهم حتي يک گام يا يک لحظه
پيش از آنکه مي توانسته ام بروم و بمانم افتاده باشم و جان داده باشم.......

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 1:47  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

اي علي! هميشه فکر مي‌کردم که تو بر مرگ من مرثيه خواهي گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثيه مي‌خوانم!


اي علي! من آمده‌ام كه بر حال زار خود گريه كنم، زيرا تو بزرگتر از آني كه به گريه و لابه ما احتياج داشته باشي!...


+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 1:46  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

و تو برادر من,خواهر من,همکار من,هم طبقه ی من,نویسنده,روشنفکر,دانشمند,
مترجم,هنرمند,سوسیالیست,آزادیخواه,جامعه گرا,مترقی,دوستدار عدالت و خواهان
رهبری و برادری ,و آرزومند رهایی و رستگاری بشر! آنچه تو از این اصطلاحات
می فهمی,آنچه به نام دین ,اسلام ,وتشیع می شناسی و می بینی,همان اوراد و الفاظ
و مفاهیم تخدیری و تحریفی رایج است,همان تصویری است که دستهای غرض دشمن
و جهل دوست از این مکتب در ذهن پدرت مادرت محیطت نقش کرده اند. 
ا سلام این نیست,تشیع این نیست,خدا و معاد و امامت و عدالت و حج و....آن نیست
که تو می بینی و آن نیست که تو می گوئی و نفی می کنی .تو حق داری که نفی کنی,
اما سخن من این است که انچه را نفی می کنی حق نیست!
پدر مادر ما متهمیم-

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 1:44  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

يه جايي براي شش ساعت و نيم ....

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 1:29  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

امروز را باز بخاطر بسپار .بارش باران در هواي داغ...

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 1:25  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 
یه جوري زندگي كن كه وقتي مردي يك نفر پيدا بشه كه براي رفتن تو گريه كنه نه براي تنها شدن خودش
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 21:49  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

نام: گوگوش (فائقه آتشين)

تاريخ تولد:۱۳۲۸

دختر صابر آتشين (بازيگر)

همسر سابق بهروز وثوقی (بازيگر)

همسر مسعود کيميايي (كارگردان)

- متولد سال 1328 در تهران.

- داراي مدرك تحصيلي متوسطه

- فعاليت هنري با عمليات آكروباسي (1334)

- فعاليت هنري با خوانندگي (1338)

- شروع فعاليت در سينما با بازي در فيلم بيم و اميد

- شروع مجدد خوانندگي پس از وقفه اي طولاني در سال 1379 (كانادا)

 

        

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 4:4  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 
عشق یعنی ...
عشق یعنی با تو خواندن از جنون ، عشق یعنی سوختنها از درون
عشق یعنی سوختن تا ساختن ، عشق یعنی عقل و دین را باختن
عشق یعنی دل تراشیدن ز گل ، عشق یعنی گم شدن در باغ دل
عشق یعنی تو ملامت کن مرا، عشق یعنی می ستایم من تو را
عشق یعنی  در پی تو در به در ، عشق یعنی  یک بیابان درد سر
عشق یعنی با تو آغاز سفر ، عشق یعنی  قلبی آماج خطر
عشق یعنی تو بران از خود مرا ، عشق یعنی  باز می خوانم تو را
عشق یعنی  بگذری از آبرو ، عشق یعنی کلبه های آرزو
عشق یعنی با تو گشتن هم کلام، عشق یعنی انتظار یک سلام
عشق یعنی دستهایی رو به دوست ، عشق یعنی مرگ در راهت نکوست
عشق یعنی شاخه ای گل در سبد ، عشق یعنی دل سپردن تا ابد
عشق یعنی سروهای سر بلند ، عشق یعنی خارها هم گل کنند
عشق یعنی  تو بسوزانی مرا ، عشق یعنی سایه بانم من تو را
عشق یعنی بشکنی قلب مرا ، عشق یعنی می پرستم من تو را
عشق یعنی آن نخستین حرفها ، عشق یعنی  در میان برفها
عشق یعنی  یاد آن روز نخست ، عشق یعنی  هر چه در آن یاد توست
عشق یعنی  تک درختی در کویر ، عشق یعنی  عاشقانی سر به زیر
عشق یعنی بگذری از هفت خان ،
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 0:31  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

بیایید که هر فرد را بعنوان انسان محترم شماریم و از هیچ انسانی بت نسازیم

تنهایی، حقیقت بنیادی وگریزناپذیر وجود انسان است

اولین جادوی عشق توهم پایان ناپذیری آن است

هیچ بالشی به نرمی وجدان آسوده نیست

موسیقی عشق است در جستجوی کلمه و جان را از آلودگی های زندگی روزمره می شوید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 0:13  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 
موج = ساحل

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 22:48  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  |