+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 5:47  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 2:35  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 2:32  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
در پناه سايه خود هم مگو اسرار خويش كين به ظاهر دوست هم در شب ترا همراه نيست
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 1:43  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
Just sitting here and thinking,
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 1:26  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
دوباره پاييزه دل اسيره دوباره پاييزه فصل دوباره عاشق شدنه اي مهربون بيا بيا كه دل عاشقانه ترانه مي سرايد اين دل از تو مي سرايد توكه بهتريني تو كه مثل پاييز عاشقانه مي خواني تو را مي خوانم اي ترانه پاييزي تو را مي خوانم اي الهه مقدس تو كه با روح پاكت مرا غسل تمديد دادي عشق ترانه عشق پاييزي است عشق زمستاني است وفصل دوباره عاشق شدن وشور التهاب چه قشنگ است شب بودن آيا احساس مي كني ضربه باران همه را عشق است چشمان او را عشق است در آغوش كشيدنش را عشق است لحظه به لحظه بودن با او را عشق است همه چيزش را عشق است
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 23:48  توسط
|
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 4:48  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
![]()
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 4:35  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
ادامس= تنها چیزی که توی دهان خانم ها بند می شود دوران تجرد=دورانی که برای برخی مردها بعد از ازدواج شروع می شود....................
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 3:53  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 3:38  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
![]()
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 2:0  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
دنبال كسي بودم كه به حرفهام گوش كنه وسكوت پيداش كردم و حرفهام يادم رفت الان دنبال يه جا مي گردم كه تنهايي جيغ بكشم
+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385ساعت 0:44  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
يكشنبه پيش در مقدس ترين نگاه ها مرا قمار كردي و من باختم و اكنون تو راحت در خيابانها پرسه ميزني ....! كرامت يزداني( اشك)
+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385ساعت 0:22  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
هبوط يك ستاره ... ---------------- هاونگاه همه در خواب من مثل هر شب ستايش برگها را به تما شا مي نشينم آسمان پر از بوي ستاره برگي از شب بر دستانم مي افتد بوي تن تو همه جا مي پيچد من به سجده مي روم ....! كرامت يزداني ( اشك) تير 85 در نگاه تو.... --------- در نگاه تو گل مريم ميرويد و خورشيد شرمنده مي شود چشمانت كه بسته باشند شب زنده مي شود دروغ در تو جايي ندارد چون لبانت مي لرزند در تنت رازي نهفته مي ماند وقتي خيره مي ماني ....! كرامت يزداني (اشك9 تير ماه 85 واژه ها.. ----------------- هر واژه كه مي گويم با ياد توست هر واژه آلوده به رمز است واژه ها بوي تو ميدهند تويي كه واژه رازي ....! كرامت يزداني (اشك) تير ماه شيراز 85
+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385ساعت 0:13  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
يك شنبه ها را بخاطر بسپاريد ...روزي مقدس است ..
+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385ساعت 0:1  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
فرود ----- باران كه مي بارد صورتم باند فرود قطره هاست ريشه باران گم شده در بارش اشك...! چشمانم را مي بندم دلم تو را در ميان قطره ها مي بيند كه فرود مي آيي .... كرامت يزداني ( اشك) شيراز 85 انتهاي هستي ... ----------------- شبها كه تو خوابي من تنها به انتهاي هستي به تماشا ميروم آنجا چه روشن است انديشه ام با نور در مي آويزد ...! كرامت يزداني ( اشك) تيرماه 85 شاخه هاي نيمه عريان.... -------------- يك غروب سرخ من تو و هزاران برگ زرد چه خش خش زيبايي بود ما به هم نزديك مي شديم واز لابلاي شاخه هاي نيمه عريان پرستوها برما ميخنديدند.....! كرامت يزداني ( اشك) تير 85 مثل زمان كودكيت ... ---------------- اگر تو آرام باشي همه چيز مرا مي خواند ولي من فقط تورا مي جويم مي جويم...! كرامت يزداني (اشك) تير ماه 85 بوي تن تو ... ------------- يك قلم حاشيه چند كاغذ نوشته و بوي تن تو خاطره يكشنبه ها و نگاه خمارت مرا براي هميشه ناميرا ميكند ....! 8كرامت يزداني (اشك) تيرماه ۵ خورشيد... ----------- از تونلهاي خيس كه ميگذرم معماري تنت دگرگون شده است وقتي به سجده مي روي سلولهايم يكصدا فرياد ميزنند...! دستمالي از شراب برايت مي بافم چشمانت ! خورشيد مي شوند ...! كرامت يزداني ( اشك) تير ماه ۸۵ شيراز
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 16:30  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
|
|