تبليغاتX
بودن يا نبودن يعني نگاه تو .....!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 5:56  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

شش سال اوّل زندگی:
گريه نکن
شيطونی نکن
دست تو دماغت نکن
تو شلوارت پی‌پی نکن
مامانت رو اذيّت نکن
روی ديوار نقاشی نکن
انگشتت رو تو پريز برق نکن
دمپايی بابا رو پات نکن
به خورشيد نگاه نکن
شبها تو جات جيش نکن
تو کمد مامان فضولی نکن
با اون پسر بی‌تربيته بازی نکن
اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن
زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن
دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

۲-
دوره ي دبستان:
موقع رفتن به مدرسه دير نکن
پات رو تو جاميزی نکن
ورقهای دفترت رو پاره نکن
مدادت رو تو دهنت نکن
به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
تخته پاک‌کن رو خيس نکن
حياط مدرسه رو کثيف نکن
با دخترها شمسی خانوم ((دکتربازی)) نکن
دست تو کيف بغل دستيت نکن
تخته‌سياه رو خط‌خطی نکن
گچ رو پرت نکن

تو راهرو سرو صدا نکن
تو کلاس پچ‌پچ نکن
• ATARI
بازی نکن

۳-
دوره ي راهنمايی:
ترقّه بازی نکن
• SEGA
بازی نکن
جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نکن
موقع برگشتن از مدرسه دير نکن
تو کوچه فوتبال بازی نکن
دست تو جيبت نکن
با مامانت کل‌کل نکن
تو کلاس صحبت نکن
بعد از ظهر سروصدا نکن
با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن
اتاقت رو شلوغ نکن
روی ميز بابات کتابهات رو ولو نکن
عکس لختی تماشا نکن
با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن
جرّ و بحث نکن

۴-
دوره ي دبيرستان:
با کامپيوتر بازی نکن
تو حموم معطّل نکن
تقلّب نکن
با دوستات موتورسواری نکن
عصرها دير نکن
با دختر شمسی خانوم صحبت نکن
با بابات دعوا نکن
تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن 
تو خيابون دنبال دخترها نکن
مردم‌آزاری نکن
نصف شب سرو صدا نکن
فيلم بد نگاه نکن
وقتت رو با مجله تلف نکن
چشم‌چرونی نکن

۵-
دوره ي دانشگاه:
رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن
• ۲۴
ساعته چت نکن
سر کلاس درس غيبت نکن
با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
خيابون‌ها رو متر نکن
تو سياست دخالت نکن
با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
شب برای شام دير نکن
با مأمور پليس کل‌کل نکن
چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
موبايلت رو Reject نکن
استادت رو اُسگل نکن
حذف پزشکی نکن
آستين کوتاه تنت نکن
همه رو دودره نکن

۶-
دوره ي سربازی:
موهات رو بلند نکن
روت رو زياد نکن
از اوامر سرپيچی نکن
فرار نکن
با اسلحه شوخی نکن
غيبت نکن
به آينده فکر نکن
درگيری ايجاد نکن
به فرمانده بی‌احترامی نکن
غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فکر نکن
با رئيس عقيدتی جرّ و بحث نکن
اعتراض نکن
با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نکن
از تلف شدن وقتت ناله نکن
از آشپزخونه دزدی نکن

۷-
دوره ي شوهر بودن:
با زنت شوخی نکن
زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نکن
به زنت خيانت نکن
با دوستانت الواتی نکن 
تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن
به زنهای ديگه نگاه نکن
موبايلت رو قايم نکن
از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
پولت رو خرج دوستات نکن
رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
غير از زندگی مشترک به هيچ چيز فکر نکن
ريسک نکن
بدون اجازهء زنت هيچ کاری نکن

۸-
دوره ي پدر بودن:
بچّه رو تنبيه نکن
به بچّه بی‌توجّهی نکن
بچّه‌ت رو با بچّه‌های ديگه مقايسه نکن
به بچّه توهين نکن
بچّه رو از بازی منع نکن
بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسی خانوم تشويق نکن
با بچّه کل‌کل نکن
بچّه رو محدود نکن
بچّه رو از جنس مخالف دور نکن
به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن
بچّه رو به هيچ چيز مجبور نکن
آزادی بچّه رو محدود نکن
به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن
از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن
جلوی بچّه با مادر بچّه ... نکن


۹- دوره ي پيری:
برای بچّه‌هات مزاحمت ايجاد نکن
نوه‌هات رو لوس نکن
با پيرزن‌های ديگه معاشرت نکن
به خاطراتت فکر نکن
پولت رو خرج نکن
هوس جوونی نکن
غير از آخرتت به هيچ چيز فکر نکن
با زنت بی‌وفايی نکن
از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضايتی نکن
لباس شاد تنت نکن
به بيوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن
تو وصيتنامه، هيچکس رو فراموش نکن
از گذشته ناله نکن
به هر کی رسيدی، نصيحت نکن
به آينده فکر نکن

۱۰-
دوره ي پس از مرگ !
حالا ديگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاری دلت می‌خواد بکن...
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
ولی فقط با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن!!!

soroush jooon         

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 5:47  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 2:35  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 2:32  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 
    
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 2:2  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

در پناه سايه خود هم مگو اسرار خويش

كين به ظاهر دوست هم در شب ترا همراه نيست

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 1:43  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

Just sitting here and thinking,
Thinking my thoughts of you
Dreaming of how things would be
If you were right here too.

I hope that things are going
The way that you had planned
I only wish that you were here
And I could hold your hand

I dream of being with you
Of being by your side
Of waking up beside you
Of love that we won't hide

I hope one day that you'll be more
Than just a dream at night
That I can bring you happiness
And love with all my might

But until then, I'm here alone
There's nothing else to do
Than dream of you and count the days
Until I'm there with you

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 1:26  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 
دوباره پاييزه دل اسيره دوباره پاييزه فصل دوباره عاشق شدنه اي مهربون بيا بيا كه دل عاشقانه ترانه مي سرايد اين دل  از تو مي سرايد توكه بهتريني تو كه مثل پاييز عاشقانه مي خواني تو را مي خوانم اي ترانه پاييزي تو را مي خوانم اي الهه مقدس تو كه با روح پاكت مرا غسل تمديد دادي عشق ترانه  عشق پاييزي است عشق زمستاني است وفصل دوباره عاشق شدن  وشور التهاب  چه قشنگ است شب بودن  آيا احساس مي كني ضربه  باران همه را عشق است چشمان او را عشق است در آغوش كشيدنش را عشق است لحظه به لحظه بودن با او را عشق است همه چيزش را عشق است
+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 23:48  توسط   | 
+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 4:48  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 
+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 4:35  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

ادامس= تنها چیزی که توی دهان خانم ها بند می شود                                                                                                                               دوران تجرد=دورانی که برای برخی مردها بعد از ازدواج شروع می شود....................

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 3:53  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 
+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 3:38  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 
+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 2:0  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

 دنبال كسي بودم كه به حرفهام گوش كنه وسكوت

 پيداش كردم و حرفهام يادم رفت الان

 دنبال يه جا مي گردم كه تنهايي جيغ بكشم


 
 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 0:44  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

يكشنبه پيش

             در مقدس ترين نگاه ها

                                 مرا قمار كردي

                                         و من باختم

                         و اكنون

         تو راحت در خيابانها پرسه ميزني ....!

كرامت يزداني( اشك)

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 0:22  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

هبوط يك ستاره ...

----------------

هاونگاه

همه در خواب

من مثل هر شب

 زير درخت نارنج حياط

ستايش برگها را

          به تما شا مي نشينم

آسمان

    پر از بوي ستاره

         برگي از شب

              بر دستانم مي افتد

              بوي تن تو

              همه جا مي پيچد

             من

              به سجده مي روم ....!

كرامت يزداني ( اشك) تير 85  

  

در نگاه تو....

---------

در نگاه تو

گل مريم ميرويد

و خورشيد

          شرمنده مي شود

چشمانت

      كه بسته باشند

          شب زنده مي شود

دروغ در تو جايي ندارد

         چون لبانت مي لرزند                                                          در تنت رازي نهفته مي ماند

وقتي خيره مي ماني ....!

كرامت يزداني (اشك9 تير ماه 85

واژه ها..

-----------------

هر واژه كه مي گويم

             با ياد توست

        هر واژه

                    آلوده به رمز است

واژه ها بوي تو ميدهند

           تويي كه واژه رازي ....!

كرامت يزداني (اشك) تير ماه شيراز 85

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 0:13  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

يك شنبه ها را بخاطر بسپاريد ...روزي مقدس است ..

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 0:1  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 23:54  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  | 

فرود

-----

باران كه مي بارد

صورتم باند فرود قطره هاست

ريشه باران گم شده

                 در بارش اشك...!

چشمانم را مي بندم

دلم تو را در ميان قطره ها

مي بيند كه فرود مي آيي ....                                                    كرامت يزداني ( اشك) شيراز 85 

انتهاي هستي ...

-----------------

شبها كه تو خوابي

من تنها

به انتهاي هستي

                  به تماشا ميروم

آنجا چه روشن است

انديشه ام با نور در مي آويزد ...!

كرامت يزداني ( اشك) تيرماه 85

  

شاخه هاي نيمه عريان....

--------------

يك غروب سرخ

من

      تو

و هزاران برگ زرد

چه خش خش زيبايي بود

ما به هم نزديك مي شديم

واز لابلاي شاخه هاي نيمه عريان

پرستوها

برما ميخنديدند.....!

كرامت يزداني ( اشك) تير 85

 

مثل زمان كودكيت ...

----------------

اگر تو آرام باشي

               همه چيز مرا مي خواند

ولي من

فقط تورا

     مي جويم مي جويم...!

كرامت يزداني (اشك) تير ماه 85

 

بوي تن تو ...

-------------

يك قلم

 حاشيه چند كاغذ نوشته

و بوي تن تو

خاطره يكشنبه ها

و نگاه خمارت

مرا براي هميشه

      ناميرا ميكند ....!

8كرامت يزداني (اشك) تيرماه ۵

خورشيد...

-----------

از تونلهاي خيس                                                                               كه ميگذرم

معماري تنت

دگرگون شده است

وقتي به سجده مي روي

سلولهايم

       يكصدا

                     فرياد ميزنند...!

دستمالي از شراب

            برايت مي بافم

چشمانت !

خورشيد مي شوند ...!

كرامت يزداني ( اشك) تير ماه ۸۵ شيراز

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 16:30  توسط کرامت یزدانی ( اشک)  |