|
بر لب من شبنمي تنها دعايي براي بودا شدن ديريست كه پنهانم لب طاقچه من هنوز عروسكي بيدار است ..! اندوه اساطير نردبان هستي من .. اواز دف نامحرم دشت از اغازتو و پايان من هبوط يك برگ از درخت نارنج بر سبزه هاي لب عمر ….! ما نمي دانيم در سوگ كفترها -چرا – چلچله ها ميگريند …! كرامت يزداني ( اشك ) شيراز
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 11:29  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
abcd 1234 rtyu 5678
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 3:25  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
ميان اين درد و اشك ديوانگي گم شد مرغان سينه به امواج اشك زاغان ، -چه غريبانه – ساحل نشين …؟ امشب .. مي بوسم لب خار چنگ به پر پروانه ! چشمانم نيست ! خيره به درد دخترم گفت : از درد تا اشك اسماني راه است .. مادرم خنديد : از اشك تا درد اواز چكاوكي بيش نيست ….!؟ كرامت يزداني ( اشك ) شيراز 16/11/83
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 2:4  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
تو را به دادگاه خواهند کشيد .شايد به حبس ابد محکوم شوی ! جزييات جنايتت معلوم نيست اما اثر انگشتت را روي قلبي شکسته يافته اند
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 1:53  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
۵۰+۵۰+۱۰۰-۵۰۰=؟
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 1:38  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
شب . سکوت فریاد میکشد در فراسوی دشت بیخبران هلهله سرمیدهند و اینجا در زیر درخت نارنج حیاط دو گربه زخمی با دلتنگی از عشق میگویند.... و من از بازیشان در تنور حسرت میسوزم .......! کرامت یزدانی (اشک) شیراز سوم خرداد ۸۵
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 1:0  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
when Iam dead my dearest sing no sad song for me plant no roses at my head nor shady cypress tree be a green grass above me with rainy showers and dew drop wet if you wilt Remember me and if you wilt Forget me
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 0:57  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
+ نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 15:1  توسط کرامت یزدانی ( اشک)
|
|
|